رشد پدیده خودشیفتگی آکادمیک و پیامدهای منفی آن در محیطهای دانشگاهی، همراه با کمتوجهی پژوهشهای پیشین به عوامل زمینهساز شکلگیری این پدیده در سطح سازمانی و نهادی، موجب ایجاد خلا پژوهشی در فهم جامع و یکپارچه فرآیند شکلگیری خودشیفتگی آکادمیک شده است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تلفیق عوامل مؤثر در سطوح فردی و سازمانی، درصدد ارائه تصویری کامل و چندبعدی از این پدیده در محیط دانشگاهی ایران است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شد و فرایند پژوهش مطابق با دستورالعمل PRISMA طراحی و گزارش گردید. دادههای پژوهش از ۱۶ مقاله کیفی منتخب منتشرشده بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ و نمایهشده در پایگاههای Google Scholar، Scopus،SID و Noormagsاستخراج شد و کیفیت روششناختی آنها با استفاده از چکلیست CASP مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون انجام شد و پایایی تحلیل از طریق توافق میان دو کدگذار و محاسبه ضریب کاپای کوهن (K = 0.815) تأیید گردید. فراترکیب پژوهشها منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شد: (۱) شکنندگی هویت و عزتنفس آکادمیک، (۲) روابط قدرتمحور و سلطهگر در دانشگاه، (۳) بسترهای تربیتی ناکارآمد، (۴) فرهنگ خودشیفتهپرور، و (۵) ساختارها و سیاستهای نهادی خودشیفتهپرور. نتایج نشان داد که خودشیفتگی آکادمیک پدیدهای میان سطحی و چندبعدی است که در بستر تعامل ویژگیهای فردی با ساختارها و فرهنگ دانشگاهی شکل گرفته و بازتولید میشود.