قتلهای ناموسی به قتلهایی گفته میشود که در بستر روابط خانوادگی ارتکاب مییابد. در اغلب موارد بزهدیدگان این قتلها زنان و مرتکبان نیز مردانی هستند که با ادعای دفاع از ناموس و با پشتیبانی خانواده مرتکب قتل میشوند. باور مرتکبان مبنی بر اینکه ارتکاب قتل ناموسی پاسخ مناسبی به خطای بزهدیدگان است موجب شده مرتکبان این قتلها احساس پشیمانی نکنند و قتل را در اشکال خشن و بدون توسل به پنهانکاری انجام دهند. رابطه مرتکب و بزهدیده، انگیزه و روش ارتکاب این قتلها موجب شده است که در مقایسه با سایر جرائم بازنمایی رسانهای بیشتری داشته باشد. از اینرو در دو دهه گذشته و بهویژه با توسعه وسایل ارتباط جمعی و شبکههای اجتماعی، توجه افکار عمومی و سیاستگذاران را به خود معطوف کرده است. مطالعات تطبیقی نشان میدهد که در نظامهای کیفری، تدابیر مختلفی برای کاهش آمار این قتلها اتخاذ شده است: در حالی که در نظامهای غربی مانند انگلستان، آمریکا و آلمان تمرکز بر کاهش دامنه پذیرش دفاع فرهنگی است، نظامهای اسلامی مانند پاکستان و اردن بر حذف قوانین تسهیلگر و تشدید مجازاتها تأکید دارند. در ایران در فقدان تدابیر اختصاصی برای مقابله با اینگونه قتلها که ناشی از به رسمیت نشناختن آن در دسته مجزایی از موارد عمومی قتل است، میتوان قوانین موجود را در نقشهای تجویزکننده و منفعلانه در وقوع این قتلها بررسی کرد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی تلاش دارد با نگاه جرمشناسانه و حقوقی ضمن پرداختن به جوانب مختلف قتلهای ناموسی و ویژگیهای آن، رویکرد نظامهای کیفری غربی، اسلامی و ایران نسبت به این قتلها را بررسی نماید.