اصل آزادی طرح شده از سوی جان استوارت میل که در بازاستفاده اش در حقوق کیفری به اصل ضرر شهرت پیدا کرده است، از مهم ترین آموزه های فلسفۀ سیاسی آنگلوآمریکایی در حمایت از آزادی های فردی در مقابل قدرت دولت و جامعه است. این اصل با نفی پدرسالاری و اخلاق گرایی قانونی، تنها هدفی که به موجب آن قدرت می تواند به حق بر اعضای یک جامعۀ متمدن تحمیل شود را پیشگیری از ایراد ضرر به دیگران می داند و خیر فردی و مصلحت اندیشی های دیگران را موجبی برای مداخلۀ دولت نمی داند. با این حال، به رغم سادگی ظاهری و جذابیت محتوا، جایگاه اصل ضرر در منظومۀ فکری واضع آن مستحکم نیست. جان استوارت میل، مقصد تمام اصول اخلاقی را به فایده برمی گرداند؛ در حالی که فایده گرایی در درون ما یۀ خود، ممکن است آزادی فردی را فدای برآورده کردن بیشترین میزان خوشبختی برای بیشترین تعداد افراد نماید؛ همچنان که عدم مداخله در رفتارهای خودآسیب زا و موهن، ممکن است موجب کاهش سرجمع فایده شود. بدین ترتیب، تعارض اصل ضرر با فایده گرایی، انتقادی مهلک به این اصل است. تلاش ها برای سازگار نشان دادن این دو اندیشه، گاه در قالب بازاندیشی در اصل ضرر، گاه بازاندیشی در فایده گرایی و گاه نیز بازاندیشی در هر دو صورت گرفته است. بررسی سیر راه حل های ارائه شده در موضوع و تأمل در دیدگاه های میل در هر دو حوزه، - اصل آزادی و فایده گرایی-، علاوه بر بررسی امکان سنجی انطباق اندیشه های او با یک اندیشۀ اخلاقی دوسطحی، ما را به امکان رد ایراد تعارض نزدیک کرده و فایده گرایی و ضرر را همسوتر جلوه خواهد داد.