ر دنیای امروز یادگیری فراگیران به مثابه ی عنصری اساسی در ارتقاء سطح دانش دانشگاه مطرح شده است. از این رو جهت عملکرد هر چه بهتر در این مسیر, شناخت سبک یادگیری دانشجویان و همچنین عوامل مرتبط با آن بسیار حائز اهمیت خواهد بود. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی باورهای خودکارآمدی در رابطه ی بین هوش اجتماعی و ابعاد سبک های یادگیری دانشجویان تحصیلات تکمیلی می باشد. بدین منظور دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران به عنوان جامعه مورد پژوهش انتخاب گردیدند. روش پژوهش کاربردی و نحوه گردآوری داده ها, توصیفی – همبستگی به ویژه بر پایه مدل سازی معادلات ساختاری می باشد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات متشکل از پرسشنامه های هوش اجتماعی (سیلور, یوسن و داهل, 2001), سیاهه سبک های یادگیری (کلب, 1985) و باورهای خودکارآمدی (زاژکوا و همکاران, 2005) بودند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها با استفاده ازنظر متخصصان تأیید شد و پایایی پرسشنامه ها نیز به ترتیب 88/0, 84/0 و 82/0 به دست آمد. در راستای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار آماری SPSS v20 در دو شاخص آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. نتایج اطلاعات به دست آمده از تحلیل نتایج نشان داد که بین هوش اجتماعی با باورهای خودکارآمدی (45/0r=) و سبک های یادگیری (r=0.41) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و همچنین باورهای خودکارآمدی و سبک های یادگیری (33/0r=) نیز دارای رابطه مثبت و معنی داری بودند. همچنین نتایج ضرایب مسیر مستقیم استاندارد شده حاکی از آن بود که هوش اجتماعی 80/0 از تغییرات باورهای خودکارآمدی و 64/0 از تغییرات سبک های یادگیری را تبیین می نماید و باورهای خودکارآمدی نیز 37/0 از تغییرات سبک های یادگیری را تبیین می کند.