سکوت سازمانی پدیدهای متداول در سازمانها و واقعیتی موجود برای مدیران و کارکنان است. سکوت سازمانی مفهومی ناشناخته است که پژوهشهای علمی اندکی دربارۀ آن انجام شده است.پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀمیان رهبری اخلاقی و سکوت سازمانی با نقش میانجی سرمایۀ روانشناختی انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعۀآماری آن را همۀ مدیران مدارس شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی95-1394به تعداد 364نفرتشکیل داده است. نمونۀ آماری187تن بوده که بااستفاده ازفرمول کوکرانو به روش طبقه ای باحجم متناسب انتخاب شدها ست. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری LISREL استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری اخلاقی به صورت مستقیم (34/0=β) وغیرمستقیم(48/0=β) بر سکوت سازمانی اثرگذاراست(درمجموع82/0=β). رهبری اخلاقی به صورت مستقیم (74/0=β) و غیر مستقیم(001/0 =β) بر سرمایۀروان شناختی اثرگذار است(درمجموع74/0β=).سرمایۀروان شناختی نیز به صورت مستقیم(65/0=β) و غیرمستقیم(001/0 =β) بر سکوت سازمانی تاثیرگذار است(درمجموع65/0=β).در این رابطه زمانی که سرمایۀ روانشناختی به منزلۀ متغیر میانجی وارد معادله میشود دارای قدرت بیشتری است. به عبارت دیگر میتوان گفت که رهبری اخلاقی(74/0 =β) با نقش میانجی سرمایۀ روانشناختی(65/0=β) موجب کاهش سکوت سازمانی(34/0=β) مدیران مدارس میشود.