چندین دهه است که مقوله گرایش کارآفرینی به عنوان یک مطالعه جدّی و منسجم موردتوجّه محققان قرار گرفته است (Tiftik & Zincirkiran, 2014). گرایش کارآفرینی وضعیّتی است که در آن یک فرد تمایلات خود را در رابطه با رفتار کارآفرینانه در یک سازمان مستقل نشان میدهد (Aboudi & Ommani, 2015). فرهنگ سازمانی در معرفی سیستمهای اطلاعاتی در یک سازمان بسیار مهم است (Wairimu, 2014). مفهوم فرهنگ با نگرش، ارزش، اهداف و شیوه های سازمانی، حرفه ای و ملّی مرتبط است (Heinzl & Leidner, 2012). در دهه 1960، «سیستمهای اطلاعات مدیریت (MIS)» برای اوّلین بار در قالب یک مفهوم مطرح شد. یکی از وظایف سیستم های اطلاعات مدیریت جمع آوری، پردازش و تجزیه و تحلیل داده های سازمان است (Swanson, 2020). امروزه شرکت های بزرگ فناوری مانند «فیسبوک، توییتر و اسنپ» توانستند با استفاده از سیستم های اطلاعات مدیریت به موفقیت هایی دست پیدا کنند (Jones & Liu, 2017). در مورد سیستم های اطلاعات مدیریت، فرهنگ سازمانی و گرایش به کارآفرینی پژوهش های فراوانی انجام شده است، ولی تاکنون پژوهشی که هر سه متغیر را مورد بررسی قرار دهد یافت نشده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای فرهنگ سازمانی در رابطه بین سیستم های اطلاعاتی مدیریت و گرایش به کارآفرینی کارکنان است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان دانشگاه شهید بهشتی تشکیل می دادند که تعداد آن ها بر طبق آمار 1127 نفر بود. از این تعداد با استفاده از فرمول کوکران تعداد 288 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آن ها بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انجام گرفت. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامۀ استاندارد بوده که روایی صوری و محتوایی آن ها توسط متخصصان تأیید و برای تعیین پایایی پرسشنامه های سیستم های اطلاعات مدیریت، فرهنگ سازمانی و گرایش به کارآفرینی ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، 82/0 و 85/0 به دست آمد که نشان می دهد هر سه پرسشنامه از پایایی مطلوبی برخوردار هستند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها در فرضیه اوّل نشان داد که سیستم های اطلاعاتی مدیریت برگرایش به کار