حبس زدایی نسل جدیدی از رویکرد قانونگذار است که در قانون جدید در ادامه جنبش کیفرزدایی و زندان زدایی دست کم در جرایم کم اهمیت و سبک نخست در قالب مجازات های جایگزین زندان و سپس مستقل از دیگر کیفرها وارد زرادخانه کیفری شده اند. این گونه مجازات ها امروزه به شکل های متعدد و متنوع با کارکردهای مختلف،از جمله کارکرد توان گیرانه درصدد پاسخ دهی به مجرمان است که تصمیم گیران سیاست جنایی از رهگذر آنها به دنبال سلب توان بزه کاران هستند. هدف تحقیق حاضر بررسی حبس زدایی در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 است. روش تحقیق در این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی می باشد که با بررسی مقررات موجود راجع به حبس زدایی در قانون مجازات92، به تحلیل و تجزیه این مقررات و ارائه تحلیل های مقتضی اقدام خواهد شد. نتایج پژوهش ئنشان می دهد که پذیرش مجازات های جایگزین حبس در سیاست جنایی تقنینی از یک طرف ناشی از شکست یا حداقل ناموفق بودن برنامه های اصلاحی - درمانی زندان و از طرف دیگر برگرفته از یافته های جدید علوم جنایی در این زمینه است. با اجرایی شدن قانون مجازات اسلامی جدید و اعمال مجازات های جایگزین حبس توسط محاکم و پیش بینی سازوکارهای لازم در این زمینه از جمله فرهنگ قضایی، نیروی انسانی آموزش دیده و هماهنگی بین دستگاه قضایی و سازمان های غیر دولتی و مردم نهاد، گامی بزرگ در حوزه قضایی کشور برداشته می شود و بایستی شاهد کاهش تراکم پرونده ها در دادسراها و دادگاه ها و کاهش جمعیت کیفری زندان ها باشیم