مقابله با کودک آزاری از جهت تاثیر آن بر حال و آینده یِ خودِ فرد، جامعه و نرخ جرایم؛ از اهمیت ویژه برخوردار است، تا جایی که طی سال های اخیر مطالعات بزه دیده شناسی و پیش گیری از کودک آزاری مورد توجه خاصِ جرم شناسی قرار گرفته است. تاثیر این مسئله بر نظم و امنیت و شخصیت روحی و روانیِ افراد، از یک جنبه مسئله را به یک امر جرم شناسانه ـ روان شناسانه تبدیل کرده است. در این بین نقش قوانین، پلیس و اختیاراتش در مقابله و پیش گیری با موضوع بسیار حایز اهمیت می باشد . نگارنده با درک این مسئله سعی نموده در قالبِ یک پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، با بهره گیری از منابع کتاب خانه ای و از طریق فیش برداری به تحلیل بزه دیده گیِ اطفال و نوجوانان پرداخته و چگونگیِ توانایی پلیس در مقابله و پیش گیری از این امر را به تصویر بکشد.