هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش تفکر فلسفی به شیوهی اجتماع پژوهشی بر گرایش به تفکر انتقادی دانشآموزان بود. جامعهء مورد مطالعه، شامل دانشآموزان دختر پایه دوم دورهی اول متوسطه شهر ملایر، در سال تحصیلی 1399-1400 بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. برای بررسی فرضیههای پژوهش از طرح دو گروهی آزمایش و کنترل با پیشآزمون و پسآزمون استفاده شد. نمونهگیری به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه گرایش به تفکر انتفادی ساسو (2013)، بود. برنامهی آموزش تفکر فلسفی، با استفاده از روش اجتماع پژوهشی یا همان حلقۀکندوکاو و داستانهای فکری فیلیپکم اجرا شد. نتایج تحلیل کواریانس داده-های حاصل از اجرای مقیاس گرایش به تفکر انتقادی در دو گرو ه آزمایش و کنترل، نشان داد که تفاوت بین دو گروه در سطح 001/0 P< در نمره ی کل مقیاس گرایش به تفکر انتقادی و خرده مقیاس های آن یعنی گشودگی انتقادی و شکاکیت تأملی معنادار است. بر این اساس توصیه میشود قبل از پرداختن به آموزش مهارتهای تفکر انتقادی در برنامههای آموزشی، به تقویت گرایش به این تفکر، با استفاده از شیوه تدریس مبتنی بر حلقهی کندوکاو و داستانهای فکری اقدام نمایند.